تا چند ساعت دیگر تو می روی تا باز من بمانم و انتظار تو...
تا چند ساعت دیگر تو می روی و من هنوز راه نرفته ام با تو زیر برف هایی که می بارند...
تا چند ساعت دیگر تو می روی و ما هنوز نساخته ایم آدم برفی هایمان را با هم...
تا چند ساعت دیگر تو می روی و هوا هنوز نمی خواهد سرد باشد...
تا چند ساعت دیگر تو می روی و من می مانم با این نیامدن امسالت...
تا چند ساعت دیگر تو می روی تا خاطره شوی بر تقویم امسالم...
و انتظار تو... و منی که بی تو می شوم باز... تا چند ساعت دیگر...
...آزاده از کلبه ی ویوارا
۱۳۸٧/۱٠/۳٠ساعت
٧:۳٢ ب.ظ توسط آزاده از کلبه ی ویوارا
نظرات ()
تگ ها:
