
۱۳۸۸/٩/۳٠ساعت
٧:٥۳ ب.ظ توسط بهنامترین
نظرات ()
من: 12مین روز دیماه یک پایتخت, سفید بود که ((آزاده)) شدم...من شیفتگی ام را به زمستان و برف و سرما از همان روزها دارم! (قلم)) از ابتدای زادنم با من ماند...بزرگ تر که شدم چیزی در مقیاس میکرو هم به ورطه ی زندگی ام آمد و امروز کارشناسی ارشد را با طعم خوشمزه ی ((میکروبیولوژی)) صرف می کنم! آزاده ام و با "باید" بیگانه!! 14مهر 90 که بیاید کلبه ی ویوارایم 8 ساله می شود...اینجا همان جاییست که قلم می زنم تمام آن هایی را که "باید" نگاشتن!///////
×توی پرانتز:از آنجا که کیفیت نظرها را بر کمیتشان ارجح می دانم, در کلبه ی ویوارایم تنها نظرهای مرتبط با نوشته هایم را تائید عمومی خواهم کرد!
پروفایل آزاده از کلبه ی ویوارا
پروفایل آزاده از کلبه ی ویوارا
- بهنامترین(۳٦)
- یک دی نوشت(۳٢)
- دی(۱٥)
- سلام(۱٤)
- انار(۸)
- یلدا(٧)
- برف(٤)
- گرگ(٢)
- تولدی دیگر(٢)
- حسین پناهی(٢)
- هندوانه(٢)
- wolf(٢)
- پیرمرد(۱)
- همکلاسی(۱)
- کلبه ویوارا(۱)
- دندان عقل(۱)
- طنز تلخ(۱)
- رنگ و بو(۱)
- برف با غم(۱)
- خلسه های مترسک(۱)
- نگار پور شعبان(۱)
- عمر آخر برف(۱)
- شتاب میکند بهار(۱)
- نظریه ی احمقها(۱)
- چای و نبات(۱)
- زهرگند(۱)
- نهال نازک(۱)
- خارزار(۱)
- pomegranate(۱)
- خشکسالی(۱)
- احمق(۱)
- تشنگی(۱)
- ما(۱)
- زمستان(۱)
- من(۱)
- هدیه(۱)
- عکس(۱)
- کلاغ(۱)
- تا بینهایت دور(۱)
- آب(۱)
- تو(۱)
- رویا(۱)
