ای تو که در هیچکجایی. خسته و در مانده وامانده و دست لرزان و یاد بر باد،ببین دیگر ناخنهایم حال نواختن روی دیوار را ندارد،خدایی کن و دیواره ها را بشکن.
به باران بگویید ایستادن بگیرد،اینجا دلی در حال فرو پاشیست،به افتاب بگویید پشت ابر پنهان شود،اینجا جویی در حال نرفتن است،به ابر بگویید رفتن نکند،اینجا پیری در حال مردن است،به دنیا بگویید ایستادن بگیرد،خدا جامانده است در جایی. سلام
۱۳۸۸/٦/٢۸ساعت
۳:٠٤ ق.ظ توسط بهنامترین
نظرات ()
