به نام آن خدایی که همیشه دوستش داشتم حتی وقتی که انگار نیست
هی تکان تکانم نده ، من همان نهال بیدم که در پناه تو به برگ تجربه نشستم،ای خداوندهمیشه حضور و گرانقدر
ای آسمان سرخ هنگام غروب سلام، سلامی به سرخیه دلم در تابش صبح ، سلام آغاز سرده فصل دور از بهار، سلام شتاب روزگار به سوی لحظه موعود، سلام لرزش برگ ، آهای دوست خوبی که ایستاده در بینهایت دور سلام
سلام
آسمان شب شهر شلوغ ، ستارگان سکوت سر داده ی سپیده دم ، شوالیه شوم شبهای شبح زده و آخرینٍِ آخرین خدای زنده به گور رفته درچهار دیواری کعبه ، حضور یکتایی خدای یکتای من را به وفور میخوانند
سلام
۱۳۸۸/٥/۱ساعت
٥:۱٠ ب.ظ توسط بهنامترین
نظرات ()
