تا چند ساعت دیگر تو می روی تا باز من بمانم و انتظار تو...

تا چند ساعت دیگر تو می روی و من هنوز راه نرفته ام با تو زیر برف هایی که می بارند...

تا چند ساعت دیگر تو می روی و ما هنوز نساخته ایم آدم برفی هایمان را با هم...

تا چند ساعت دیگر تو می روی و هوا هنوز نمی خواهد سرد باشد...

تا چند ساعت دیگر تو می روی و من می مانم با این نیامدن امسالت...

تا چند ساعت دیگر تو می روی تا خاطره شوی بر تقویم امسالم...

و انتظار تو... و منی که بی تو می شوم باز... تا چند ساعت دیگر...

 

...آزاده از کلبه ی ویوارا

۱۳۸٧/۱٠/۳٠ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ توسط آزاده از کلبه ی ویوارا نظرات ()
تگ ها:
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

برای اینکه از غم نبود برف در امان باشید،در یخچال را باز بگذارید تا برفک بزند و آنوقت خود را گول زده و در یخچالتان یک آدم برفی بتراشید،قبلا از عدم همکاری ابرهای برف آور به خدا شکوایه میببرم.

سلام

۱۳۸٧/۱٠/٢۸ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ توسط بهنامترین نظرات ()
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

امروزها همه فراموش می کنند!

ترسیده بودم که تو هم از یاد برده باشی عادت ِ خوب ِ آمدنت را!

اما تو آمدی آئیتای من، امروز در امتداد همان ایستگاه که من منتظر بودم از دیروز!

و من با تو راه رفتم اطناب راه آهن ماندن را زیر این همه ی برف...

با دی ماهی ترین درودهایم تو را سپاس پروردگار دی به خاطر اویی که با قطار امروز آمد...!

توی پرانتز:آئیتا یک نام اصیل ایرانیست به معنای ((برف))

...آزاده از کلبه ی ویوارا

۱۳۸٧/۱٠/٢۳ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ توسط آزاده از کلبه ی ویوارا نظرات ()
تگ ها: تو و من و ما و برف
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

برف بارید. برف آرام بارید. برف با غم بارید. برف دیر و کم کم بارید. برف بر من بارید. برف بر ما بارید. برف بر دی بارید.

برف آرام، با غم ،دیر و کم کم بر من ، ما ، دی بارید.

برف اول    برف وسط   برف آحر

سلام

۱۳۸٧/۱٠/٢۳ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ توسط بهنامترین نظرات ()
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

خدای ماه های دیگر ، به خدای ماه دی بودنت افتخار کن هر روز

بیداد میکنیم از هزار توی این همه بود و نبود،ما همه بر آنیم که براییم و ببندیم و بخندیم و بشادیم و بکوبیم و بسازیم و بپاشیم و شما هم تنها بر این باشید که ما همچنان بر آنیم.

این دی نوشت را تنها یک دی نوشت .

سلام

۱۳۸٧/۱٠/۱٧ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ توسط بهنامترین نظرات ()
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

اینجا دیگر از کلبه ی ویوارا تا بی نهایت دورش قلمروی فقط خود ماست...

اینجا دیگر نه حد دارد، نه بایدهایی که روح من و تو و ما را دیوانه می کنند و اسیر...

اینجا کسی دلگیر نمی شود از ما...همه راست می گویند و یک رنگند...حتی اگر آفتاب روی سفیدی اش بتابد و بلورهایش رنگین کمان شوند در جا، باز هم سپید و خنک می مانند و یک رنگ!

 بگذار تمام متولدین فصل های دیگر مغــرورمان بداننــــد اما اگر یلدا شبی است ایـرانی٬ که جــشن می گیــرندش با شور،تنها از آنجاست که پیشـوازی باشد برای توی زیبای منی، که در راهـی! 

بگذار تمام متولدین ۱۱ ماه دیگر مـغرورمان بخواننـد اما چقدر خوب که زیبای زمستانی٬ با ماه تولد من و تو و ما٬ به آغاز می رسد و می ماند!

 امروز در این آغاز، از خدا می خواهم که با زبان حافظ بگویدت:

                       رواق منظر چشم من آشیانه ی توست

                              کرَم نما و فرود آ که خانه ٬خانه ی توست!

 بگذار بهاری هایی که به شکــــوفه هایشـــان می نازند! تابستانی هایی که هـــــرم گرمای خورشیدشان را به رخ می کشند و پائیزی هایی که از طبیعت رنگــارنگ افسونگـــــــرشان شعرها سروده اند٬ مغرورمان بخوانند اما زمستان ... زمستــــانی که همـــــــــه جا را در سکــــوتی بی همتا٬ به سپیدی می برد، و من تو و ما را راوی جنونیست ابدی، زیباترین و آرامش بخش دهنده ترین فصل خدای ماست!

می خواهم اینجا تا بی نهایت به غرور برویــــــم پس بگذار آنان که از تبار بهمن و اسفند هســتند هم مغرورمان بدانند چرا که  دی -ماهی که من و تو و فروغ را به زندگی آورده- بهترین...اصیل ترین و نجیب زاده ترین ماه خداست!

 

...آزاده از کلبه ی ویوارا

۱۳۸٧/۱٠/۱٧ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ توسط آزاده از کلبه ی ویوارا نظرات ()
تگ ها:
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده